شستن ماشین
دیروز تعطیل بود و پدر تصمیم گرفت ماشین و بشوره.
شما هم گفتید که به پدر کمک میکنید!
بنابراین رفتی با پدر برای ماشین شستن
یه دستمال دستت گرفته بودی و تو آب میزدی و بعدش به ماشین
(به گفته پدر)
و خوشحال و راضی از اینکه کمک بابایی کردی!
بعدش که اومدی تو خونه ازت میپرسم چه کار کردی؟
میگی: ماشین شیت , تامي (ماشين شستم , كامي)
جريان كامي هم از اين قراره كه تو كتاب" كامي كمكي"چون اون به همه كمك ميكنه و وسايل ورزشي پدرش و هم تميز ميكنه ,شما هم هميشه دنباله داستان ميگفتي ماشين بابايي رو دوست داري بشوري كه كمكش كني و ديروز خيلي راضي و خوشحال بودي كه كمك كردي و به آرزوت رسيده بودي
خدايي چه چيزهايي يه بچه رو خوشحال ميكنه!!!
دوست دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شستن ماشین
