مهمترین پروژه
سلامی دوباره به شما
ما باز اومدیم
البته به قول یکی از دوستام که میگه وبلاگ کوروش مثل سایت سازمان های دولتی ماه به ماه به روز میشه
البته الان که از ماه هم گذشته!
البته قبلش از تمام خوانندگان عزيز بابت مطالب اين پست عذرخواهي ميكنم
اما چه كنم ديگه جزو خاطرات براي من
فکر کنم تا به امروز که آقا کوروش به این سن رسیدند پروژه و مسئله ای به این مهمی نداشتند و اون چیزی نبود جز ترک مای بی بی !
بله سرانجام در یک توفیق اجباری بنده مجبور شدم کوروش و از پوشک بگیرم,البته خودش همكاري نميكرد شايد از تنبلي و كم كاري من بود
ولي الان موفق شديم.
زمان شروع پروژه :16 مهر ماه
زمان پايان پروژه : تقريبا" 25 مهر ماه (البته يه خورده كار داره)
واي نميدونيد جواب نميداد البته منم به قول بقيه توقع دارم بچه همه چي و بدونه
حالا فكرش و بكنيد كه به بچه چي گفتم ؟!
گفتم ماماني بايد بري دستشويي (با پوزش فراوان از خوانندگان ) جيش(شماره 1) و پي پي(شماره 2) برن خونشون پيش خانواده هاشون!!!
خب ديگه راهي به غير اين حرف نداشتم چون نه شكلات نه برچسب و جايزه جواب نميداد ولي وقتي بهش اينجوري گفتم و پسري ما هم خانواده دوست جواب داد
حالا داشته باشيد بار اول كه رفته براي شماره 2 بعد اتمام كار پا شده و با خوشحالي ميگه:
باي باي, پي پيا برو پائين ,برو پيش مامانت
يكسري ديگه هم نصفه شب گفت:
كوروش:مامان پي پي دارم.
من :بريم ماماني كه مادرش منتظره!
كوروش: مامانش نحوابيده هنوز!!! (با تعجب ميگه ! بچم خ رو ميگه ح)
من:نه ماماني هيچ ماماني بدون بچش نميخوابه
خدايي,خدا از من بگذره كه به اين بچه چي ميگم !خب چيكار كنم الان لازم بود بزرگ بشه يادش ميره.البته وقتي اينجا بياد و اينجارو بخونه ميخنده
خب مادران عزيز اميدوارم شما هم موفق بشيد در اين پروژه مهم.




مهمترین پروژه
